پیرامون
چپ و پس منظر آن
دوستان
ارجدار ! در
گام نخست باید
سر تکریم به پیشگاه
تمام
پیشگامان و
پیش کسوتان
راه راستین
رهایی انسان
در میهن، فرود
آورد .
برای
گفتن یا
نگاشتن چیزی
پیرامون
((مبارزات چپ ...))
به مفهوم دقیق
آن ، ناگزیریم
که به پشت سر نگاه
کنیم . در
سپیده دمان
زایش نوزاد چپ
افغانی ، کنش
هاو واکنش
هاییکه علت
انشایی آنها
پسماندگی
چندین بعدی
میهن و مردم
منجمله طلیعه
داران بود ،
آن نوزاد را
با سوی تغذیه
دچار ساخت . نخستین
گذار آسیب
رسان همانا
شیوع بیماری
واگیر خود
بزرگ بینی و
جاه طلبی بود
در میان
امامانیکه
هنوز مقتدی
های انگشت
شماری داشتند
. شاد روان
غبار و
هواخواهانش
نخستین قربانی
های این
بیماری بحساب
میآیند .
پسانتر درسایه
ی سهمناک نا
آگاهی سیاسی
ناشی از چیره
گی سلطنت
فئودالی
ودرست کمتر از
سه سال پس از بنیاد
گذاری ح ، د، خ
-((نه ح، د، خ ، ا ))
همین بیماری
تباهکن ، در
یورش دوم آنرا
به دو بخش جدا
نمود . درین دو
بخش که گویا
شهر نشینان در
یکی و
دهنشینان
دراندیگر گرد
آمده بودند، بجای
آنکه کاوش ها
و پژوهش هایی
در جهت شناخت دقیق
از ساختار های
جامعه و انگار
های مردم میهن
، بهدف کشاندن
آنها بسوی
ترقی و تکامل
براه انداخته
شود ، مسابقه
ی بیهوده و
دشمن پسندانه
ی تیشه به
ریشه ی یکدیگر
زدن دیوانه
واربراه
انداخته شد ،
آنهم با برنا
مه ی همگون ،
ساختار همگون
ودوست و دشمن
درونی و بیرونی
همگون جمع سر
ساییدن های بی
لزوم هردو بخش
به آستان
معبود یکه
عابدین را هم
نمیپذیرفت .
مسابقه ی سر
ساییدن به
درگاه قافله سالار
اردوگاه ((صلح
و سوسیالیزم ))
با نام خود ساخته
ی (( سویتیزم ))
بیلانسیرا که
نگهداری ژرف و
دقیق آن برای
هر ساختار
سیاسی بویژه
در جوامع خاوری
حیاتی بود و
است برهم زد .
آری ، بیلانس
میان سویتیزم
و پتریاتیزم
نه تنها که
بسود اولی
برهم خورد که
پاتریاتیزم در
مسابقه ی
هستریک دو
جناح فدای
سویتیزم گردید
.اشتباهیکه
باوجود تلاش
ها و تقلاهای
فراوان جبیره
شده نتوانسته
و تلاش های
فراوان دیگر را
هم طالب است .
خوراندن
(( دلده )) به این
نوزاد را در
نوشته ی دیگرم
بازتاب میدهم .
چشم در راه
ایراد های
رهگشایانه ی
دوستان . یکم
دسمبر ۲۰۱۱
ترسایی
باز
هم غلام بچه
گی
دوستان
خوب درود
دوباره .
روز
یکم دسمبر
دیدگاه خودرا
پیرامون
گذشته ی چپ ،
کنش ها ، دست
آورد ها و...
کوتا نوشتم ،
ولی هنوز (( رنگ
نوشته خشک
نشده بود )) که ((
غلام بچه ها))
شوریدند ((
بیانیه ی
اساسی و بیانیه
های تاییدی )), مرا
و نوشته ام را
آماج قرار
دادند . چون نیک
نگریستم دیدم
که بیانیه ی
اساسی آقای
پامیری نا رسا
و پر از تناقض
است . او یکبار
نقد گذشته را
که در آن نام
هیچ کسی گرفته
نشده است (( سلاخی
آدم ها ))
میپندارد ولی
یک سطر پس
مینویسد که
بدون نقد
گذشته
نمیتوانیم
پیش برویم ،
لذا گذشته را باید
نقد کرد .
خوشنما تر
اینکه ((
بیانیه ی تاییدی
)) دهنده حتا
سواد بیانیه
دادن را هم
نداشت . من در
حالیکه اینهارا
در نوشته و
سیاست (( هم کفو ))
خود نمیدانم و
در آینده به
پاسخ هیچ
چرندی نخواهم
پرداخت دیدگاه
خودرا
پیرامون سیر
تاریخی چپ ،
کاستی ها ودست
آوردهای آن
شریفانه ،
بدون (( حب و بغض ))
وغیر جانب
دارانه خواهم
نگاشت . برای
حالا به همین
مختصر اکتفا
میکنم ولی بخش
دوم نوشته ام
را بزودی پیش
خواهم کرد . در
فرجام به
دوستانیکه
بالای تاریخ و
سیاست به
داوری میپردازند
پیشنهاد
میکنم که پیش
ازین کار زبان
خود را از نظر
گفتاری و
نوشتاری درست
فرا بگیرند .
آقای
سرمند ! مسلح (
سلاح دار ) به ((
سین )) نوشته
میشود نه به (( ص))
.
تا
بار دیگر .
به
پاسخ پرسش تان
جناب
زیار مل صاحب
درود ! این
نوشته هارا به
(( فیس بوک ))بنا
به درخواست
تعدادی از
دوستان ، ار سال
کردم . به
یکبار خواندن
خواهد ارزید .