پروفیسور داکتر گران توریال

 

فاجعهء روز عاشورا در کشور

جوانان نهایت عزیز!

 

برای مرتکبین و حامیان این فاجعه بشری، نمیتوان در هیچ قاموسی نام دریافت کرد!

 

http://a5.sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-ash4/392095_204071276341067_100002145898580_468813_456424155_n.jpg

 

بدانید که این نیرویهای مغایر صفات انسانی دیگر رسوا شده اند با آنکه لباس ها و چهره ها و موقف های گوناگون بخود گرفته اند! - یک دسته گویا حکمرانان و دولتمداران، دسته دیگری در قیافیه های مخالفین(  گروه های رنگارنگ اپوزسیون "غیر" مسلح) و دسته هم مسلح با ماهیت اصلی دیروزی برادران ایدیالوژیکی دو دسته  بالا - بربرها و وحشیان در جامعه انسانی که تا ابد مورد لعنت وروی سیاهی ثبت تاریخ ما و جوامع بشری شده و میشوند.

 این جانیان  بی وطن، بهر عملی خلاف کرامت انسانی دست میزنند. اینها دیگر مکروب ها در جامعه انسانی و مریضان روانی که  با کردار و رفتار جامعه انسانی ذاتأ متضاد هستند !

 

جوانان عزیز بیاد داشته باشید،

 

تاریخ باستان مان پر از افتخارات و واقعات تاریخی ایست که که در روز های دشوار زن و مرد، پیرو جوان بخاطر حفظ حراست نوامیس ملی در برابر امر دفاع از ارزش ها وعنعنات ملی با آنکه ده ها اختلافات مختلفه بین القومی و قبایلی و ده ها نا برابریها و شکایات اجتماعی بین شان وجود داشته، اما بخاطر حفظ حیثیت، نام، ناموس افغان و وقار ملی، همه باهم، در پهلوی هم، با صداقت و نیت پاک - دفاع از سر زمین آبائی شان شهید شدند ، زخمی شدند ، سوختند اما سنگر شرافت، انسانیت و افغانیت را رها نکردند.

تاریخ کشور ما بخوبی نشان میدهد که ملت ما با تحمل جابرانه ترین مظالم و بی عدالتی های اجتماعی، ستم و استبداد ظالمان خونخور و لشکر کشی های مهاجمین با وجود شکست ها و قربانیها، هیچ وقت در برابر ستم گران تسلیم نگردیده و دامان وطن را مقدس نگهداشته اند. چنانچه از تاریخ مبارزات دامنه دار مردم ما یعنی از نخستین تهاجمات سطیره جویان تا اکنون این خصوصیت افغانها بر جسته بوده که در برابر متجاوزین اجنبی و عمال داخلی ایشان در هر گوشه و کنار وطن، از هر قریه و شهر، دلیر مردانی قامت کشیده و مشتهای پولادین افغانی خود را علیه متجاوزین بلند کرده اند.

ملت ما 330 سال قبل از میلاد بر اسکندر مقدونی شکست بزرگ و عبرت آور را تحمیل کرد، در حدود یک سده علیه استیلا گران اموی و عباسی پیکار کردند تا آنکه در اوایل قرن نهم میلادی 822 توانستند استقلال وطن را کمایی کنند.

 

جوانان باهمت افغان،

 

زنده گی طوری حکم می نماید که افغانها درس حریت و آزادی و دفاع از عدالت اجتماعی، کلتور و فرهنگ عنعنوی افغانی را از اجداد و نیاکان خویش به خوبی بیآموزند و خصوصأ برای حراست از نوامیس ملی، استقلال سیاسی و تمامیت ارضی کشور واحد وتجزیه ناپذیر شان، شجاعانه و با افتخار و بدون هراس، شک و تردید مبارزه و پیکار نمایند.

بیاد می آوریم، پیکار های عظیم و پر افتخار اجداد خویش را در سده سیزدهم بر علیه چنگیز خان، در سده چارده علیه تیمور گورگانی، در سده شانزده  در برابر  بابریان،  در سده هژده علیه صفویان، در سده نزده  و آغاز سده بیستم علیه انگلیس و در سالهای هشتاد قرن بیست علیه شوروی ها و بالاخره تسلیم ناپزیری سر سختانه مردم ما در مقابل منفورترین، جابر ترین، ددمنش ترین نوع استبداد و استعمار در نزده سال و اندی- از 28 اپریل 1992 تا بحال در برابر جاهلان، مذهب فروشان و قطاع الطریقان پاکستانی، ایرانی، عربستانی و شرکای بین المللی ایشان- تروریزم بین المللی، که علم مبارزه آزادمنشی و عدالت جویی را بر افراشته اند .

مبارزات و قهرمانی های تاریخی ابو مسلم خراسانی، طاهر فوشنجی، میرویس خان هوتک، احمد شاه بابا، غازی امان الله خان، سردار محمد داوود خان، داکتر نجیب الله و هزاران هزار مرد و زن با نام و پر افتخار کشور باستان مان  و مقاومت دلیرانه ملت ما در برابر اجنبیان نمایانگر آزاد منشی ووطنپرستی مردم ماست.

 فراموش ناشدنیست نام آزادی خواهان و قهرمانان ملی مانند، نائب امین الله خان لوگری، وزیر محمد اکبر خان، میر مسجدی خان کوهستانی، محمد شاه خان غلجائی، آغا حسین خان قزلباش، میرزا احمد خان قندهاری، محمد اخترخان علیزائی، علی خان تتمدره ئی، سلطان محمد خان نجرابی، محمد حسین خان عرض بیگی، محمد عثمان خان پروانی،

محمد جان خان وردک، میرپچه خان کوهدامنی، عبدالله خان اچکزائی، ملا مشک عالم، غلام حیدر خان کابلی، غازی محمد ایوب خان، میر غلام قادر خان اوپیانی...  و کارنامه های ایشان در نبرد های دشوار و سنگین آزادی خواهی و نجات وطن از چنگ سلطه جویان اجنبی و مغرضین داخلی، همیشه منبع الهام راهیان راه آزادی و دفاع از وطن بوده  است و خواهد بود.

 

جوانان وطن،

موضوع ثبات در افغانستان بايد ساده گرفته نشود،  كه گويا دهشت افگنان و دستگاه رهبرى ايشان ديگر از بين رفته و القاعده شکست خورده است و... ... این بزرگ ترین اشتباه است. تمام جناياتى كه اينها از سال 1992 تا حال مرتكب شده اند بايد فراموش نگردد؟ نمایش نامه های خونین پاكستانى ها و ایرانی ها با ياغيان عربى و ...  بخاطر گويا "منافع ملى ايران" و یا " منافع پاکستان"  در مقابل هموطنان ما درج تاريخ بشريت شده است.

        كشتار دسته جمعى اتباع افغانستان بنام اهل تسنن و تشيع، تاجك و هزاره ازبك و پشتون و بالاخره قتل و کشتار و بدارکشیدن های" مهمانان عزيز افغانستانی" را جوانان ما خوب بدانند كه چرا پلان هاى فتح على شاه قاجار بعد از ساليان متمادى باز هم در دستور كار روزمره اخندی هاى ايران در قسمت افغانستان قرار داده شده است.

 دو مثال تاريخى:

        "در حدود دو قرن پيش سال 1793 تيمورشاه سدوزائى چشم از جهان پوشيد و پشت سر خود "به اصطلاح دو تيم فتبال و يك رفری " يعنى 23 شهزادگان مغرور  را كه هر كدام مدعى تاج و تخت بود گذاشتند، كه ازبين آنها زمانشاه دستهاى ديگر برادران رابسته و خودش به تخت پادشاهى تكيه زد. در همان روز ها انگريز ها جنوب و شرق  هند را اشغال و پروژه اى تسلط بر پنجاب و سند را تكميل كرده و به مرحله اى عمل ميگذاشت، درين اثنا سيكهاى پنجاب از وضع آشفته اى امپراطورى درانى استفاده نموده و صداى بغاوت بلند كرده بودند و زمان شاه ميخواست به آنطرف به سوقيات بپردازد و چنين سوقيات به برنامه هاى انگريز ها صدمه ميرساند از اين جهت بود كه لارد ويلزلى گورنر جنرال كمپنى شرق الهند انگريز يك مامور ورزيده و محيل خود به نام سرجان مالكم را به دربار فتح على شاه قاجار پادشاه ايران فرستاد تا از آنجا براى جلوگيرى سوقيات زمان شاه بر هند چاره سازى كند. اين مامور توسط پول و رشوت هاى كلان توانست عمال در بار ايران را همراه و همكار خود بسازد و در مدت  كوتاهى برادر زمان شاه يعنى شاه محمود را به مقابل شاه افغانستان به بغاوت تحريك كردند و بدينصورت زمان شاه را ايرانيان در يك جنگ داخلى مصروف ساخته و از سوقيات او جلوگيرى بعمل آمد. انگريزها به اين هم اکتفا نكرده و بخاطريكه سر زمين هاى آنسوى آب سند را به آرامى بلع كنند، طرح هاى بميان آوردند تا افغانستان را بصورت متداوم در جنگ هاى داخلى در گير نگاه دارند. در چنين زد و بندها باز هم ايرانيان پيش قدمى نموده با دريافت پول و رشوت طرح ای  را به انگريز ها پيشنهاد نمودند. سرجان مالكم از ايران طى يك مكتوب رسمى به لارد ويلزلى گورنر جنرال نظر خود را چنين

ارائه كرد ... هيچ چيز مانع سوقيات زمان شاه برهند شده نميتواند بجز اينكه در مملكت اش نفاق ايجاد گردد و او را از تصميم باز دارد."او در يك مكتوب ديگر بنابر مشوره ايرانيان، براى نفاق، افغانستان را يك سر زمين خيلى مساعد دانسته و استدلال كرد كه: "غرور، نخوت و كينه در افغانستان بيشتر از هر مملكت آسيائى است" بدين ترتيب انگريز ها به كمك ايرانيان توانستند پلان هاى خود را به آرامى تطبيق بكنند و در اوايل قرن نزده زمان شاه را از تخت سرنگون و توسط برادرش شاه محمود كور نمايند و با آمدن شاه محمود بايد يك آرامى نسبى مى آمد ولى پلان نفاق اندازى ايرانيان چنان به شدت ادامه كرد كه دوسال بعد كابل در گير يك جنگ مذهبى گرديد. ايرانيان سنى ها را بمقابل شيعه ها و شيعه ها را بمقابل سنى ها تحريك نمودند و بالاخره زمينه يك كشتار هولناك را مساعد ساختند. در آن زمان يك شخصيت مصلح و مردم دوست بنام مير واعظ كه بخاطر خاموش ساختن اين آتش خانمان سوز پا بميدان گذاشت، از طرف متعصبين و عمال ايرانى مورد بى عزتى واقع و خانه اش غارت گرديد. چنانچه درين جنگ "مذهبى"هزاران انسان كشته و شهرکابل كاملاً طعمه حريق گرديد. پس از سوختن و ويرانه شدن كابل و تباهى بيش از حد، وقتى فرو نشتن مصيبت هردو طرف (شيعه ها وسنى ها) درك كردند و فهميدند كه يك دست اجنبى باعث اين همه آشوب بوده و مردم بى خبر را به نفع خود استعمال كرده بودند.

        يك مثال ديگر كه افغانها نبايد آنرا فراموش ميكردند و نبايد فراموش كنند و اين حادثه در تاريخ باعث مباهات، بوده قسميكه در سال 1919 موقعيكه براى حصول استقلال جنگ آغاز شده بود در جبهه قندهار غازيان به سپين بولدك رفتند و دشمن طرحى را به كار گرفتند تا در عقب جبهه يك جنگ مذهبى را شعله ور ساخته و مبارزان را به شهر قندهار باز گردانند و در قتل و قتال بين خود مصروف سازند. طرح چنين عملى باز هم به كمك خدا ناشناسان عملى گرديد. چنانچه نا آگاه  در شهر چك چوكه افتاد كه از پسخانه سراچه سيد نور محمد شاه قزل باش يك طفل سنى كشيده شده كه همه بدن او به سوزن ها دوخته شده و بدين شكل كشته شده است. اين زمزمه و هنگامه مردم را به سرحد ديوانگى رساند و سنى ها آماده شدند كه برخانه هاى اهل تشيع حمله بكنند. ولى در جبهه  سپين بولدک سيد جواد منسوب به اهل تشيع كه شخصيت خيلى محترم بود به عبدالقدوس خان صدراعظم گفت كه من به شهر ميروم و اين مصيبت را دفع ميكنم. سيد جواد به شهرآمد و مستقيماً به جامع شاه كه مسجد اهل سنت بود رفته و همه سنى ها را به دور خود جمع و به آنها گفت: نبايد   بازى بخوريد و باید به توطيه دشمن متوجه باشيد. ... اگرچه صد فيصد فكر مى شد كه مردم سنى بر او حمله

 خواهد برد ولى چنين نشده و سنى ها به گريه او را به آغوش كشيدند و در همان روز مردم سنى
و شيعه بخاطر یكه دست غرض دشمن را قطع كرده باشند، دست بدست هم در بازار ها به گردش پرداختند و لعنت به شيطان صفتان، پليتان و عمال ايشان فرستادند.

        واقعاً زود يا دير ملت ما دوباره به همه بدبختى هاى تحمل شده به حال خود مى آيند. اما اگر خدای نا خواسته  گروه طالبان با جمع حکام امروزی در كشور ما امارات ائتلافی  را بسازند و اگر خداى نا خواسته مصلحت جهانى چنان شود كه چند فرداى ديگر باز هم این امارات ائتلافی در افغانستان مواظبت، تمويل لوژستيكى و پشتيبانى شوند آنوقت واقعاً سراسر کشور به آتش و خونريزى كشانيده ميشود. زيرا سومالى ساختن افغانستان كار ساده ایست اما بالكان سازى آسياى ميانه مطلقاً به نفع تروريزم  بين المللى بوده شعله هاى آتش آسياى ميانه منحصر به منطقه نمانده ساحه بزرگ را در بر گرفتنى است كه جهان قدرتمند بايد پيش از پيش متوجه آن باشد.

        ببينيد اگر قضا و تقدير چنين حكم كرده است كه افغانها با تمام ناتوانائى بايد مانند سابق چون امپراطورى هاى جابر انگريز و روس را به زانو در آورده جهان را از شر اين جهانخوران رهائى بخشيده و امروز پوز كثيف قدرت غيبى شيطانى را هم به خاك بسايند. پس لازم مى افتد كه ائتلاف جهان قدرتمند و سازمانهاى بزرگ اقتصادى، سياسى نظامى حداقل برا ى مدتى مواظب كشور هاى همسايه مان خصوصاً ايران و پاكستان باشند كه در قسمت در امور داخلى ما دست اندازى نكنند. از تسلیحات لوژستيكى و نظامى باند هاى شرير تروريستى جهادى دست بكشند و آنوقت است كه در مدت كوتاهى ملت سرا پا برهنه، تحقير شده و تشنه به آزادى و صلح با دستان خالى اما با پنجه آهنين گلو اين شيطان صفتان را خفه نموده و باز هم جهان را از شرمنافقين و نيرو مغایر صفات انسانى نجات خواهد داد.

اينجاست كه گويى در طول تاريخ موجوديت خود ملت افغان فقط وظيفه داشتند و دارند كه بجگند و قهرمانانه بميرند. اما سرانجام جهان انسانى را از شرخونخوران، سلطه جويان و جهان گشايان و بالاخره كاذبين و لعنت شده گان نجات بدهند. البته اين رسالت و اصالت هم در تقدير افغانان گنجانيده شده است.

آسمان بار امانت نتوانست كشيد
قرعه فال بنام من بيچاره زدند

جوانان با عزت وطن،

 

این وحشیان صد ها و صد ها انسان دیگر را همین حالا و یا فردا و یا پس فردا به شیوه های فجیع و زشت به قتل میرسانند تا این ملت قهرمان را به زانو آورده و تسلیم  در برابر حامیان پاکستانی، ایرانی وعربی آنها شوند.

 اما این جاهلان و حامیان شان فراموش گرده اند که در مقابل کی ها و در کدام سرزمین هجوم آورده اند؟ آیا تاریخ را مطالعه کرده اند؟  و میدانند که این ملت تسلیم نا پزیر است!؟ آیا فراموش کرده اند که در این سر زمین مقدس نه تنها تعدادی از مردم بلکه فرد فرد آن میجنگد، خاک، ریگ، بآد های سرد وسوزان و بته های خشک آن میجنگد، بالاخره خزنده گان و پشه های آن میجنگد!؟ پاکستانی ها، ایرانی ها و عربها باید بدانند که این ملت تقریبأ یک قرن با اسلاف شان- انگریزجنگیدند اما سر تسلیم فرو نیآوردند!

 

جوانان نهایت عزیز افغان!

 

گفتنی ها بسیا ر زیاد است اما من در اینجا اکتفا می نمایم به چد کلمه محمود خان طرزی که میگفت: اگر میخواهید و آرزو دارید در میان زنده گان مثل مرده گان زنده گی نکنید، پس طرز روشن زنده گانی را اختیار کنید زیرا این وضع شایان حال یک ملک غیور نیست، بیدار شوید، کمر همت بسته کنید، سعی ورزید، بی حسی و افسرده گی را ترک نماید.

 طرزی اضافه می نماید ... ای برادران وقت تنبلگری بگذشت و رفت، حرکت کنید تا جای تأسف نیست که همه اقوام عام برای حفظ حیات ونگهداشت عظمت ملی خود مصروف حرکت اند ولی ما افغانها در خواب سنگین آسوده خاطر غنوده ایم.

 

 طرزی خطاب به وطنپرستان مینویسد ...


ای جوانان وطن نی وقت خواب و غفلت است

 موسم بیداری و مردانگی و غیرت  است

ما که افغانیم ما را ننگ افغانی سزد

 زآنکه بی ننگی به افغان بی نهایت خجالت است

 

نیاکان مان و کشورمان در طول تاریخ در آزمون های دشواری قرار گرفته بودند اما بالاخره برتمام مشکلات متحدانه پیروز گردیده اند.

امروز تمامیت ارضی ،حاکمیت ملی، استقلال، آزادی، حیثیت ملی ملت ستمدیده ما و هم چنان عنعنات پر افتخار، مبارزات آزادیخواهی اجداد شما جوانان سرکش و آزاده، هویت، آزادمنشی - پشتون والی شما وطنداران جوان مورد تهدید و تهاجم بیگانگان، عقب گرایان، خداناشناسان، دین فروشان و خود فروخته گان و یاغیان جهان قرار گرفته است.

 در حالیکه پیکر پاره پاره وطن ما افغانها را دشمنان آزمند لگد مال میکنند، تماشاچی بودن، بی تفاوت ماندن، حقایق و واقعیت ها را نادیده گرفتن، گناه بزرگ به حق مادر وطن، وطنداران و بالاخره جامعه بشری است.
بیایید بنام سرزمین مقدس ما و نجات وطن و وطندار،
 حفظ دین و آئین ما از جا بلند شویم!

بیایید که از حضور جامعه جهانی و تمایل، پشتیبانی و کمک های قدرتهای بزرگ بخاطر آوردن ثبات در افغانستان استفاده اعظمی نمایم.

بیایید که از اهداف مشترک آغاز نمایم.
بیایید که دست های خویش را پیر و جوان باهم پیوند داده چنان مشتی به عمال استیلا جویان سند و پنجاب، یاغیان ایرانی، عربی و متحدین بین المللی ایشان – تروریزم بین المللی که امروز سر زمین آبایی مایان را مانند خرابه و ویرانه تاریخ فکر نموده و هجوم آورده اند، وارد نمایم که جهان دیروز و امروز مثالش را تصور نکرده باشد.

تاریخ گواهی داده است که:

 

هرآنگاه که جوانان افغان بخاطر نجات وطن از جا بلند شده اند در کمترین مدت از پشتیبانی اکثریت مادران، خواهران، پدران و حتی نوجوانان و اطفال دلیر و آزادمنش  خود برخوردار گردیده اند.

 در آنوقت از لشکر ها عظیم  متجاوزین  و عمال شان جز تنه های مردار و افسانه های شرم آور از فرار شان، دیگر چیزی باقی نمانده است.

 

 سر تعظیم فرو میآورم به تمامأ شهیدان وطن - روح شان خشنود و یاد شان جاویدان باد!