تحليل از : دوکـتـور جلال  بايانی
   
اکتوبر۲۰۱۱ کشور شاهی سويدن

        طـــا لـــبــا ن از چـنــــدين آبــــخور تــــغــذ يـــه ميـشـــــــوند
                   
                                 
قســــمت سوم
 آ بــــخور طالب در تــهران و لندن !!
اسناد انتشار  يافته اخير   مربوط به آرشيوهاي انگليس حمايت قدرت هاي غربي از  نخستين شكل گيري مجاهدين و  طالبان  در افغانستان را تاييد مي كند.
 
دولت انگليس به تازگي شماري از اسناد مربوط به سال 1980 ميلادي را     منتشر كرده است. بر اساس اين اسناد دولت هاي   امريكا، انگليس، فرانسه  ، کانادا ،  آلمان  ، ناروی ، دنمارک  و ســـــــــــويدن در آن سال براي حمايت از تشكيل طالبان توافق كردند. اين اسناد پس از آن منتشر شده كه موضوع حمايت دولت هاي غربي از شكل گيري طالبان در افغانستان ديگر جنبه محرمانه خود را از دست داده و براي مثال سال گذشته هيلاري كلينتون نيز علنا به اين مطلب اذعان كرده بود. وزيرخارجه   ا مريكا سال گذشته گفت: متاسفانه و  شوربختانه  بايد اذعان كنيم كه ما در تشكيل  تنظيم های هفت گانه جهادی و  طالبان در مقابل حمله شوروي به افغانستان نقش داشتيم.
 
اكنون اسناد آرشيو ملي امنيتی  انگليس روشن و   شفاف  نشان مي دهد قدرت هاي غربي، از جمله ا مريكا   ، کانادا  ، آلمان  ، انگليس   و  فرانسه  افزون بر کشور های چين ، چاپان ، کوريای جنوبی ،ايران ، کويت ، امارات متحده ، قطر ،عربستان و مصر  در اقدامي مشترك عليه نيروهاي شوروي در اوايل دهه 80 از  مجاهدين و بعدأ طالبان حمايت كرده و موجب رشد و توسعه اين گروه شده اند.  بنابر اين اسناد، در 15  جنوری   1980، اندكي بعد از ورود نيروهاي شوروي به افغانستان ،  نمايندگان ارشد آلمان، فرانسه، بريتانيا و   امريكا در پاريس با يكديگر ديدار كرده و در مورد واكنشي مشترك به اين اقدام شوروي به بحث و گفت وگو پرداختند.
 
در اين ديدار از جمله زبگنيو برژينسكي، مشاور وقت امنيت ملي   امريكا و رابرت آرمسترانگ، وزير وقت  انگلســتان حضور داشتند.
 
آرمسترانگ پس از اين ديدار به دولت متبوع خود اطلاع داد كه نمايندگان حاضر در اين نشست «مصلحت غرب» را «حمايت» از مقاومت  مجاهدين   در افغانستان و تلاش براي «ترغيب» اين مقاومت  مذهبی مي دانند.
 
وي همچنين گفت، «حمايت دوستان ما» از اين نيروها در افغانستان بايد هماهنگ  و تشديد شود و دولت انگليس از طريق کانال های خاص از رژيم ايران و شخصی آيت الله خمينی نيز در خواست نمود تا در مقاومت عليه شوروی وقت شريک شوند که ز جانب خمينی لبيک گفته شد يادآور مي شود هم اكنون نيز از يك سو ا مريكا و ناتو عليه طالبان مي جنگند و از سوي ديگر برخي ديپلمات هاي  ا  مريكايي و انگليسي به واسطه رژيم سعودي، ملاقات ها و مذاكراتي را با برخي سران طالبان در عربستان داشته اند!
 
ا مريكا و انگليس، گروهك هاي دست ساخته اي چون طالبان، مجاهد ، القاعده ، لشکر طيبه ، حزب الله      را بهانه اي براي لشكركشي به خاورميانه و کشور های غنی اسلامي قرار دادند. در عين حال رژيم هاي ياد شده از افراطيون  جهادی در گذشته   براي ترويج تروريسم در خاورميانه وافغانستان استفاده  مينمودند.
 
بنا بر اسناد آشكار، سرويس هاي جاسوسي سيا   امريکا و MI6   انگليس به همراه استخبارات رژيم سعودي آموزش تجهيز طالبان در دهه 1980  ــ 1995ميلادي را برعهده داشته اند.
 
و اينک از روابط مخفی و ضوابط مرموز انگليس در داخل افغانستان در ولايت هلمند پرده برداشته تا هرچه بيشتر آبخوره های طالبان برملا و مردم  از چهره حقيقی اين وارثين   اسلام شناخت بيشتر و بيشتر پيدا نموده و روشن  بايد نوشت « مجاهد » و « طالب » نقش دو طرف يک سکه زنگ زده انگليسی بوده  ، که نخست عليه شاه ترقی پسند و آزادی دوست غازی شاه امان الله  از طرف انگليس به جلند رفت و بار دوم مقابل رژيم مردمی ، مترقی و برحق دوکتور نجيب الله توسط اتحاد نامقدس ارتجاع منطقه ، عرب و امپرياليزم امريکا و  انگليس به جلند گرفته شد که هنوز که هنوز است بازار گرم دارد. ( گروه طالبان و منطقه "موسي قلعه") طالبان   ولايت هلمند  درجنوب  غرب اففانستان را با وجود حضور پنج هزار نظامی اشغالگر  انگليسي به مدت نه ماه در اشغال خود نگه داشت، گمان‌زني ها درباره رياكاری و فتنه انگليس در قبال برخورد با اين گروه تروريستي به يقين تبديل شد.
اشغال موسي قلعه توسط طالبان دسيسه‌اي بود كه با همكاري انگليس طراحي شد و كنترل اين منطقه ناآرام با دخالت انگليس از سوي دولت افغانستان به ريش سفيدان واگذار شد اما در توطئه‌اي برنامه‌ريزي شده گروه طالبان وارد صحنه شد و اين منطقه را تصرف كرد.
پس از تصرف موسي قلعه انتظار مي‌رفت كه انگليس وارد عمل شود و با ارتش پيشرفته خود گروه طالبان را كه بسياري از آنان را شبه‌نظاميان ساده تشكيل مي‌دادند، تار و مار كند اما هرگز چنين اتفاقي رخ نداد.
تروريست‌هاي طالبان نيز براي خاموش كردن صداي اعتراض‌ها و مخالفت‌ها در "موسي قلعه" به مردم اين منطقه اجازه داد تا به كشت ترياك ادامه دهند و  با يك تير دو نشان زدند، هم مردم را راضي كردند و هم از كسب ماليات از كشت ترياك درآمد سرشاري را بدست‌ آوردند و در اين زمان بود كه كشت ترياك به اوج خود رسيد و 90 درصد ترياك جهان را ولايت هلمند توليد مي‌كرد.
گروه طالبان با استفاده از منابع سرشار مالي كه از سود ترياك به دست مي‌آورد براي خود از بازارهاي پاكستان و ايران سلاح، مهمات، وسايل نقليه و ساير تجهيزات خريداري مي‌كرد و روز به روز بر قدرت آن افزوده مي‌شد.
پس از گذشت 11 ماه از اشغال منطقه "موسي قلعه" در ولايت قندهار كه مقر اصلي نظاميان انگليسي درافغانستان بود، هر فرد عادي در افغانستان مي‌دانست كه ارتش انگليس از گروه طالبان پشتيباني مي‌كند و در اين هنگام بود كه ارتش ا  مريكا عمليات نظامي را طراحي و فرماندهي اين عمليات را نه به نظاميان انگليسي بلكه به ارتش ملي افغانستان سپرد زيرا واشنگتن به خوبي از معاملات پشت پرده  ومخفی حال  گذشته انگليسبا طالب با خبر بود.
 
ا مريكا با وجود آگاهي از معاملات پشت پرده انگليس نمي‌توانست عكس العمل آشكاري نشان دهد زيرا اين متحد پر قدرت خود را از دست مي‌‌داد و شايد رد كردن "پدي اشداون" انگليسي كه قرار بود به عنوان نماينده ويژه سازمان ملل متحد به افغانستان اعزام شود، با دشواري مواجه مي‌شد.
از طرفي ديگر "حامد كرزي" رئيس جمهوري افغانستان نيز پشتيبان   ا مريكا بود زيرا واشنگتن به خوبي مي‌دانست كه اگر اين سياستمدار كار كشته انگليسي به افغانستان بيايد چه عواقب ناگواري را براي  ا  مريكا خواهد داشت.
ولايت هلمند از ولايت‌هاي جنوب غربی  و استراتژيك هم مرز با پاكستان است كه مرز طولاني و غير قابل كنترلي دارد و به همين دليل شبه‌نظاميان طالب به سادگي مي‌‌توانند وارد اين ولايت شوند.
 
ا مريكا نيز اعلام كرد كه نه هزار  عسکرخود را در ولايت هلمند مستقر خواهد كرد كه سه هزار نفر از آنها در نخستين مرحله اوايل بهار وارد اين ولايت خواهند شد.
اگرچه ا  مريكا انگيزه خود از اين اقدام را پشتيباني از ارتش انگليس عنوان كرده و بويژه كمبود  هليکوپر ها  را در نزد نيروهاي انگليسي مستقر در اين ولايت را بهانه كرده ‌است، اما واضح است كه ا مريكا قصد  داشت  با استقرار نه هزار نظامي خود كه تقريبا دو برابر  عساکر  انگليسی بودند ، اوضاع ولايت هلمند و فعاليت‌هاي نظامي انگليس در آن را از نزديك كنترل كند.
در كنار اين مسايل، اعزام نيروهاي جديد به ولايت هلمند به منظور آماده شدن براي حملات بهاره و تابستاني عليه اعضاي گروه طالبان است كه انتظار  رفت  سال آينده از شدت بيشتري برخوردار  شود .اگرچه پنج هزار  عسکر انگليسي در ولايت هلمند حضور دارند اما اين كشور در مدت هفت سال گذشته نشان داد كه نمي‌خواهد با گروه طالبان مبارزه جدي كند و حتي گفت‌و‌گوهاي مخفي را با گروه طالبان داشته ‌است كه نتايج اين گفت‌وگوها اكنون آشكار شده‌ و اين روند برخلاف تمايل  ا مريكا،بود و مقامات اين كشور را وادار كرده تا با تغيير استراتژي خود در افغانستان مبني بر مذاكره با گروه طالبان از قافله عقب نمانند و بي شك   ا مريكا نگران فعاليت‌هاي انگليس در افغانستان  شد و است.
"
رنگين دادفر سپنتا اخيرآ  " گفت است: "كساني كه براي كمك به ما آمده‌اند، اگر بخواهند خاك افغانستان را به دشمن تحويل دهند، بهتر است به خانه‌هاي خود برگردند" كه روي سخن وي خطاب به انگليس بود و به همين دليل نيز  سفير انگليس در كابل دربيانيه‌اي، تفكر حمايت انگليس از گروه طالبان را احمقانه خواند و گفت كه انگليس تا‌كنون بيش از يكصد سرباز خود را در اين راه از دست داده و ميلياردها پوند براي مبارزه با گروه طالبان هزينه كرده است.
   
طالب ســـــــــنی مذهب ديـــــوبـندی و آخند شـــــــعيه مذهب قومی «!!!»
  آبـــــــــخوره  طالب در  تهران  پر از دانه و خوراکه اســــــــــــــــــــــت   «!!!»
  
کمک های نظامی نامشخص و خطرناک  ايران به طالبان و همزمان حمايت تهران از دولت   افغانستان به رهبری حامد کرزی  حکايت از سياست متناقض ، دو رنگ ايران دارد و اين کمک ها درحالی  صورت ميگيرد که در برخی موارد منافع  ايران   در افغانستان مطابقت  ندارد و يا از جانب امريکا در خطر است ، از جمله شکست  پلان های استراتيژيک امريکا در افغانستان  و کوشش برای بنا نهادن يک دولت بی ثبات در کابل.  به رغم  يکسوئی  انکه ايران  در بعضی زمينه ها درافغانستان خود را متحد ميشمارد ولی در عمق روابط با افغانستان ديد خصمانه ؛ مداخله  گرانه و شيادانه دارد ، روابط خصمانه بين واشنگتن و تهران مانع از همکاری آنها در افغانستان بيشتر شده  و ايران راه حمايت  بی حد ومرز تا تسليمی راکت های  زمين به هوا ضد طيارات ، راکت های دوربرد زمين به زمين ، راکتهای ضد تانگ ، ماشيندار  به طالبان را با  جهار هدف  دنبال ميکند . اول برای   تزلزل و ضعف تعادل قدرت   ا مريکا و همپيمانانش در افغانستان،      ودوم بازداشتن ا  مريکا از حمله به تاسيسات هسته   ايران ، سوم جلوگيری از ثبات و قوام دولت مرکزی کابل ، چهارم مانع رشت ، توسعيه ، ارتقا و انکشاف اقتصاد افغانستان در تمام عرصه های صناعتی ، استخراج معادن ، ساخت بند   های برق و  آبگردان بخصوص بر سر دريا هلمند ، مرغاب ، هريرود ،  رفتار ايران در قبال افغانستان پايه در روابط  فرهنگی و تاريخی گذشته و حال دو کشور نيز دارد که از جانب ايران دايمأ خصمانه ، مداخله گرانه و فتنه انگيز بوده. ايران ارتباط نزديکی با گروههای   هزاره  و قزل باش  افغانستان  داشته ودارد که به زبان دری ( فارسی) سخن ميگويند وهر دو گروه مخالف طالبان نيز بوده اند.  هزاره ها که حدود  [  5  ]  در صد جمعيت افغانستان را تشکيل ميدهند پيرو مذهب شيعه اند و رهبران آنها کريم خليلی معاون دوم کرزی ، حاجی محمد محقق ، شيخ شيطان صفت اصف محســـــنی قزل باش و اکبری انوری رابطه تنگاتنگی ، مرموز ، محرمانه با مراکز مذهبی ، روحانيون ، استخباراتی ، سپاه پاسداران « قدس» ايران دارند. حمايت سياسی  ، نظامی  ، اقتصادی و نظامی ايران از برخی از گروه ها و رهبران ( جهادی ) شيعه  افغان ريشه در اين روابطه  نزديک مذهبی و اسراتيژيک  پان ايرانيزم اخوند های ايران دارد  که چون اسلاف گذشته خود انتظار تجزيه افغانستان را دارند و حد اقل الحاق قسمت های غربی و جنوب غربی افغانستان را توسط عوامل مزدور خود در داخل افغانستان را دارند ، و اخند های ايران با  خمار ترياک بيشــتر اخيرأ فعال  شدند ، ودو بر اين اساس، ايران در دوران  به اصطلاح جهاد  افغانستان   کمک های بی دريغی را به  فرماندهان  هزاره و مجاهدين جمعيت اسلامی ، شورای نظار احمد شاه مسعود و تنظيم غارتگر شــــــــيخالشــــــــيا طين اصف محســــــنی ارزانی داشت. آکنون شمار زيادی از همان فرماندهان سابق هوادار ايران مشاغل مهمی را در دولت حامد  کرزی را با فشار سياسی و پولی ايران از آن خود کردند ، و نيز  در ولسی جرگه ، مشران جرگه ، قضا ، رسانه ها  تلويزونی نفوذ کافی دارند.  اگر  نگاهی به محاسبات ژئوپوليتيکی ايران در افغانستان  بنگريم :   به رغم تضادعقيدتی يا ايدئولوژيکی بين جمهوری اسلامی ايران و طالبان ، تهران به نحوی عمل گرايانه و حساب شده از طالبان ضد شيعه برای حفظ منافع ملی ، حياتی ، سياسی استراتيژيک خود در افغانستان حمايت ميکند و اين کار ريشه در دشمنی بين ايران و      ا مريکا دارد که ميتواند در آينده به درگيری نظامی منجر شودو ايران نيز پلان دارد بنام طالب در خاک خود نيز نيرو داشته باشد که جنبش طالبان پاکستان ، تاجکستان ،  ازبکستان و افغانستان را با خود عليه تجاوز امريکا داشته باشند ،ايران با يک تحليل هزينه و فايده ، يعنی هزينه حمايت از طالبان و فايده بازداشتن ا  مريکا از حمله به تاسيسات هسته ايش، چنين سياستی را برگزيده است و طالبان که ماهيتی ضد شيعه و ضد ايران دارد از دشمنی بين ايران و   ا مريکا   نيز   سود ميبرد ، از سال 2005 بدينسو ايران در تلاش ايجاد روابط با  طالبان افتاد که در زمينه دو رهبر مذهبی پاکستان قاضی حسين  احمد رهبر جماعت اسلامی پاکستان و پدر معنوی طالبان مولانا جاويد احمد نعمانی فعلأ سناتور ايران را با  طالبان افغان معرفی و زمينه نخســــــتين  ملاقات در دمش   دوم مشــــهد و بعدی در تهران در سطح ريس جمهور ، وزير امنيت ، رهبر سپاه پاسداران ، سازمان < قدس > مساعد ساختند و اکنون اين تماس ها به عملکرد ها  تبديل و انواع سلاح ، مهمات و پول به اختيار طالب قرار گرفته و در پلان سازی جنگ های چريکی ، انتحاری و ترور شخصيت های افغان توسط طالبان ايران نيز شريک گرديده است   ، حضور  ا  مريکا در افغانستان يکی از فاکتور های  مهم در شکل گيری سياست ايران در قبال افغانستان است ، ميگويند: ايران مخالف پيروزی کامل طالبان در افغانستان است واز طالبان به عنوان يک اهرم فشار بر   ا مريکا استفاده ميکند و با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد وافزايش قدرت بيش از پيش سپاه پاسداران و سازمان تروريستی ( قدس) مربوط وزارت  امنيت ايران در صحنه سياسی، پيروی از سياست فشار بر          ا  مريکا در افغانستان شدت گرفته است و از سال 2009 الی اکنون به ارزش هنگفت کمک از جانب ايران به طالب ها صورت گرفته است.
 [ 
نقش سپاه پاسداران درکمک رسانی به طالبان ] : سپاه پاسداران در شکل گيری و اجرای سياست ايران در قبال افغانستان نقش کليدی دارد و در سالهای اخير به استراتژی جنگهای نامتقارن برای مبارزه با نيروی نظامی برتر ا  مريکا  و افغان   تاکيد ورزيده است . در ضمن (سپاه  قدس) شاخه استخبارات ايران هدايت عمليات برون مرزی و آموزش گروههای خارجی هوادار ايران مانند حزب الله ، حماس و جيش المهدی  را برای جنگهای نيابتی   افــغـا نــســــــــــــــــــــــــــــــتان  را نيز بر عهده گرفته و دارد که اندک نشانه ها در  حملات طالبان در هرات ، بادغيس ، فراه و ولايت نيمروز ديده شده است بر پايه يک گزارش نيرو های ويژه بريتانيا مستقر در افغانستان ، مدارک غير قابل انکاری وجود دارد که نشان ميدهد ايران  وسائل و تجهيزات برای ساختن بمب های کنار جاده ای بسيار قوی، بمب های انتحاری ، بمب های کشتار جمعی را در اختيار طالبان قرار داده است.    دولت ايران ، کشور های   ا مريکا ،  انگليس، عربستان سعودی و المان را به حمايت از جندالله متهم ميکند و عبدالمالک ريگی ، رهبر جندالله ، که در  فبروری ۲۰۱۰    دستگير شد در يک اعتراف تلويزيونی گفت : ا  مريکا از جندالله حمايت کرده است . بر پايه اين برداشت های ايران ، يکی از دلائل حمايت جمهوری اسلامی  ايران از طالبان  کمک های   ا مريکا به جندالله  است.   ديگر عوامل شکل دهنده سياست ايران در قبال افغانستان   : جدال ديرينه ايران بر سر آب   هيرمند   ، مرغاب  ، فراه رود  و هريرود   بوده که با تمام قدرت تلاش دارد ، مانع انکشاف بند کجکی در هلمند گردد ، مانع ساخت بند ســــلما در هرات ، کمال خان در نيمروز گردد  .    از ديگر مسائل بين ايران و افغانستان  مسله تاريخی ، الحاق قسمت های غرب افغانستان به ايران تحت نامايجاد [ خراســــــان بزگ](!!) اســـت  .     سياست دوگانه و متنافرايران در قبال افغانستان ، حمايت از دولت حامد  کرزی و کمک های  بدون حد و هنگفت نظامی ، لوجستکی و اقتصادی به طالبان،  ادامه خواهد يافت و تهران سعی خواهد کرد با ادامه روابط نزديک با کابل با دشمنی  ا  مريکا عليه ايران مقابله کند و در صورت تشديد نا آراميها در  سيستان و بلوچستان  ايران يا  بروز بحران بين کابل و تهران ، حمايت از طالبان بيشتر خواهد شد و سپاه پاسداران نقش مهم تری را در اين رابطه بازی خواهند کرد. پـــــــــايـــــــــان